ـ زلزله کی بودی تو؟!...ـ زلزلههای قبل از تو سوء تفاهم بود!...این پیامها همراه با استیکرهای نیشخند و خنده با سرعت تو فضای مجازی تبادل شد! هیچکس فکرش را هم نمیکرد که عمق فاجعه بالا باشد. مسکنها با مهربانی روی سر مردم هوار شد! کمی این طرفتر اما مردمان دیگر لابلای دیوارهای بتونی و ساختمانهای قدیمی شهری بزرگ چهره در هم کشیدهاند و پیشانیشان از دردی عمیق چین برمیدارد. استاد بغض پنهانش را فرو داد و با همان لحن آرامش گفت: «با همه چیز شوخی کنن اما با زلزله نه! وقتی معنی این کلمه پر از استرس تکانهای زمین را میفهمی که همراه با قطعههای زمین بلرزی و با غرش اون صدای هوار شدن خونه تو رو سرت لمس کنی!»استاد دیگه چیزی نگفت و به اتاق خودش برگشت. به مانیتور روبروم خیره شدم. نمیتونم بگم درکش میکردم چون این تجربه هولناک را نداشتم و آرزو کردم هیچ انسانی در برابر این موقعیت قرار نگیرد. وقتی زمین زیر پای مردم رودبار و منجیل لرزید کودک بودم. اون موقع فکر میکردم زلزله لرزیدن ساده زمینه که هیولای همیشه خواب داخل زمین تو رختخوابش بعد از دهن دره دوباره به خواب عمیقی فرو میره. کم میدونم ازش ولی مطمئنم زلزله
آزمایش خدا نیست، چون کودکی که تو گهواره آروم خوابیده نیازی به آزمایش کردن نداره. مادر کودک هم مناسب آزمایش نیست چون به تمام خدایان اثبات شده که هیچ مادری مرگ کودکش را بر اثر ریزش سقف خانهاش هضم
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمیان
تاريخ: سه
شنبه
24 بهمن
1396 ساعت: 12:02