خرید بک لینک
بوی چگدرمه و دود هیزمهای نیمسوخته و ... اینها نوستالژی عروسی ترکمنی است. مراسم ازدواج برادرم مصطفی به خیر و خوشی تموم شد و ما بعد از اینکه دست سارا رو تو دست مصطفی گذاشتیم برگشتیم سر کار و زندگیمون. آرزو میکنم تموم خونههای صحرای من خنده و شادی عروسی باشه.***خوشبختی یعنی کنار کسانی زندگی کنی که دوستشان داشته باشی. خوشبختی یعنی بچه کوچک خواهرت در آغوشت باشد. شادی یعنی لبخند عادل و خنده های از ته دل یک بچه!من نقد تند امثال هیچکس را در سراسر زندگیم شنیدم و ترجیح میدم از آنها فاصله بگیرم. امروز هم در جایی هستم که احساس خوبی بهم میده. جایی که هستم با افکار و اعتقادات من کاری ندارند و به واسطه کار درست و اخلاقم با من با احترام و با مهربانی رفتار میکنند. از اینکه باعث پیشرفت یک مجموعه فرهنگی در مرکز تهران هستم احساس خوشبختی میکنم. احساس کمبودی نمیکنم و با امثال هیچکس و همعقیدههای پر مدعای او هیچ معاشرتی ندارم.اینجا من با اساتید و مولفین کتاب سر و کار دارم. با کارمند سابق سفارت ایران در کانادا مشغول ویرایش و تنظیم کتابهای ترجمه، داستانهای کوتاه واقعی و رمان هستم.اینجا به سبب کار تخصصی صفحهآرایی با سازمان کتب درسی که کارش تألیف کتابهای درسی اول ابتدایی تا پیش دانشگاهی است به صورت پروژهای کار میکنم. اگه سالهای بعد صفحه دوم کتابهای درسی دبیرستان و هنرستانهای فنی حرف

برچسب: نویسنده: سپیده کریمیان تاريخ: سه شنبه 24 بهمن 1396 ساعت: 12:02

ـ زلزله کی بودی تو؟!...ـ زلزلههای قبل از تو سوء تفاهم بود!...این پیامها همراه با استیکرهای نیشخند و خنده با سرعت تو فضای مجازی تبادل شد! هیچکس فکرش را هم نمیکرد که عمق فاجعه بالا باشد. مسکنها با مهربانی روی سر مردم هوار شد! کمی این طرفتر اما مردمان دیگر لابلای دیوارهای بتونی و ساختمانهای قدیمی شهری بزرگ چهره در هم کشیدهاند و پیشانیشان از دردی عمیق چین برمیدارد. استاد بغض پنهانش را فرو داد و با همان لحن آرامش گفت: «با همه چیز شوخی کنن اما با زلزله نه! وقتی معنی این کلمه پر از استرس تکانهای زمین را میفهمی که همراه با قطعههای زمین بلرزی و با غرش اون صدای هوار شدن خونه تو رو سرت لمس کنی!»استاد دیگه چیزی نگفت و به اتاق خودش برگشت. به مانیتور روبروم خیره شدم. نمیتونم بگم درکش میکردم چون این تجربه هولناک را نداشتم و آرزو کردم هیچ انسانی در برابر این موقعیت قرار نگیرد. وقتی زمین زیر پای مردم رودبار و منجیل لرزید کودک بودم. اون موقع فکر میکردم زلزله لرزیدن ساده زمینه که هیولای همیشه خواب داخل زمین تو رختخوابش بعد از دهن دره دوباره به خواب عمیقی فرو میره. کم میدونم ازش ولی مطمئنم زلزله آزمایش خدا نیست، چون کودکی که تو گهواره آروم خوابیده نیازی به آزمایش کردن نداره. مادر کودک هم مناسب آزمایش نیست چون به تمام خدایان اثبات شده که هیچ مادری مرگ کودکش را بر اثر ریزش سقف خانهاش هضم

برچسب: نویسنده: سپیده کریمیان تاريخ: سه شنبه 24 بهمن 1396 ساعت: 12:02

صفحه بندی